پنجشنبه ۱٦ تیر ،۱۳۸٤

Return

سلام به همه ی شما دوستان عزیز. خب بالاخره قضیه ی انتخابات با همه ی ماجراهاش به پایان رسید و احمدی نژاد که شاید کسی فکرشو نمی کرد رئیس جمهور شد. این همه پرشین بلاگ تبلیغ دکتر معین رو کرد آخرش هم هیچی به هیچی. حالا بگذریم. من قرار بود تا وبلاگهایی که فیلتر شده بودند از فیلتر در نیان ننویسم ولی به سه دلیل دوباره شروع به نوشتن می کنم:

1- دوستانی که وبلاگشون فیلتر شده بود و دوست داشتند هنوز هم بنویسند وبلاگ جدید خودشون را ایجاد کردند و مشت محکمی بر دهان اسکتبار کوبیدند!

2- دوستان عزیز و همیشه همراه، به من گفتند که ننوشتن فایده نداره (مخصوصا تو این اوضاع) و اگه میخوای افه ی مرام و معرفت بیای چاره اش این نیست!

3- دلم خیلی برای پرشین بلاگ تنگ شده بود و حسابی هوس پست نوشتن کرده بودم!

خلاصه اینکه بازم مجبورید که مطالب بد و چرت و پرت بنده رو بخونید. این نکته رو هم بگم که آرشیو من هم فعال شد!

مطلب این بار شامل دو بخش می باشد: بخش اول معرفی گروه Scheitan و آخرین آلبوم آنها به طور مختصر و مفید. بخش دوم هم یک مصاحبه با گروه Lacrimas Profundere هستش.

---------------------------------------------------------------------------------------------

Scheitan Logo

Current Line-up:

Oskar Karlsson - Guitar, Bass, Drums
Pierre Tornkvis - Guitar, Vocals, Bass
Lotta Högberg - Vocals (On Nemesis)
Goran Norman - Keyboards (On Nemesis)

گروه شیطان یک پروژه ی بلک متال بود که توسط Pierre Tornkvis و Oskar Karlsson شکل گرفت. در ابتدا آنها فقط یک تراک ضبط کرده بودند تا به وسیله آن بتوانند یک Label مناسب برای خود پیدا کنند که مسئولیت نشر آثار آنها را به عهده بگیرد. این امر میسر شد و کمپانی آلمانی Invasion Records این مسئولیت را بر عهده گرفت و دو آلبوم اول آنها که در سبک Black Metal بود را منتشر کرد. (لازم به ذکر است که این دو آلبوم به نظر اکثر منابع Black Gothic Metal می باشد) پس از این دو آلبوم همان طور که در سایت معروف MYRRTHRONTH (که یکی از DataBase های بزرگ بلک متال می باشد) اشاره شده است سبک کاری گروه عوض شد. علاوه بر این تغییر در سبک کاری Label گروه نیز عوض شد و Century Media جایگزین کمپانی قبلی شد. دو عضو جدید به گروه اضافه شدند تا آلبومی جدید با سبکی تغییر یافته را ایجاد کنند. آلبومی که سبک آن به نظر من Melodic Death Metal است. این آلبوم Nemesis نام دارد و در سال 1999 منتشر شده است. گوش دادن به این آلبوم را به علاقمندان سبکهایDeath Metal ، Black Metal ، Heavy Metal توصیه می کنم.

Nemesis - Cover Front

سبک جدید گروه دقیقا برخاسته از Melodic Death Metal خاص کشور سوئد است که گروههای بزرگی از این کشور (که قبلا به یکی از آنها پرداخته ام) در این زمینه فعالیت می کنند. این آلبوم تقریبا آلبومی کوتاه مدت است که Total Time آن 33 دقیقه و 56 ثانیه می باشد که نسبت به اکثریت آلبومها کوتاه می باشد. در این آلبوم که 9 تراک دارد کوتاه بودن 7 تا از تراکها و بلند بودن 2 تای دیگر قابل توجه است. طول هر تراک از آن 7 تا شاید به نصف مدت آن 2 تراک هم نرسد و جالب تر اینجاست که سبک تراکهای کوتاه مدت Melodic Death Metal و سبک 2 تراک بلند مدت Gothic Metal است. می بینیم که در این آلبوم هم آثار Gothic دیده می شود با این تفاوت که در دو آلبوم اول وکال همواره مرد بوده (حتی در قسمتهایی که Gothic بود) ولی در این آلبوم با توجه به حضور Lotta Högberg نقش وکال در تراکهای Gothic را او به عهده گرفته است.

---------------------------------------------------------------------------------------------

مصاحبه با Oliver Nicolas Schmid گیتاریست گروه Lacrimas Profundere :

Lacrimas Profundere Logo

س) در ابتدا از شما خواهش میکنم که اطلاعات مختصری در مورد تاریخچه ی گروه Lacrimas Profundere به همه طرفداران موسیقی متال که تا به حال چیز زیادی از شما نشنیده اند بدهید.

ج) من همواره آثار گروه Paradise Lost را دوست داشتم. در سال 1993 تصمیم به ایجاد گروهی گرفتم تا ما نیز بتوانیم چنین موزیکی را بسازیم و بنوازیم. پیدا کردن نوازندگان خوب واقعا سخت بود. من و برادرم کریستوفر اولین اعضای گروه بودیم. من هر وقت که بیرون می رفتم از همه می پرسیدم که آیا شما می توانید سازی بنوازید؟! بعد از سه ماه جستجو در شهر خودمان بالاخره Lacrimas Profundere به وجود آمد. در آغاز کار اجاره ی سالنهای تمرین بسیار گران بود و ما مجبور بودیم در مکانهای ارزان تر که فاقد امکاناتی چون آب، وسایل گرمازا و توالت بودند تمرین کنیم. جاهایی که در زمستان بسیار سرد و در تابستان بسیار گرم بودند، وای خدای من انگار همین دیروز بود. ما تمرین ها را جدی تر گرفتیم و در سال 1994 شروع به ضبط آلبوم And The Wings Embraced Us کردیم. این اولین کار ما در سبک Doom/Death Metal بود. بعد از این آلبوم ما قراردادی را با Witchhunt Records که یک کمپانی سوئیسی بود امضا کردیم. در سال 1997 آلبوم La Naissance D'un Reve منتشر شد. بعد از این آلبوم ما توانستیم با کمپانی Napalm Records قرارداد امضا کنیم. در زیر سایه ی این کمپانی آلبومهای Memorandum و Burning: A Wish و Fall, I Will Follow و Ave End را ارائه کردیم.

س) بیاین به سراغ آلبوم Ave End بریم. آلبومی که یک قدم کاملا رو به جلو در موسیقی شما حساب میشه و پیشرفت به وضوح در آن قابل مشاهده است. چقدر وقت صرف ضبط این آلبوم در استودیو کردید؟

ج) ما بلافاصله پس از انتشار آلبوم سال 2002 شروع به نوشتن آهنگهای جدید کردیم. فکر کنم حدود 2 سال ضبط این آلبوم به طول انجامید. ابتدا من ریفها و آهنگها را در خانه نوشتم. سپس آنها را به استودیو آوردم و با همه ی اعضای گروه در مورد آنها صحبت و تبادل نظر کردیم. اگر مورد تایید همه قرار می گرفت که آن را مرتب و کامل می کردیم، اگر نه کلا از آن قسمت صرف نظر می شد. این اولین آلبومی است که ما در استودیو شخصی خودمان ضبط کردیم. بعد از ضبط، ما آهنگهایمان را در میزان های مختلف بررسی کردیم و همه نظرات خودشان را دادند. پس از اتمام کار یک Demo CD در اختیار همه قرار گرفت تا تمام اعضا آنها را چندین و چند بار تمرین کنند. پس از 2 ماه برای ضبط نهایی وارد استودیو شدیم و در نهایت هم عملیات Mastering انجام شد.

Ave End - Cover Front

س) به نظر من آلبوم Ave End روی لبه ی باریکی بین متال و راک با تمایلات Gothic حرکت می کند. می تونم بگم که آلبومی در سبک Gothic Metal/Rock با برخی قسمتهای Hard Rock و ترکیبات آن است. نظر خود شما چیه؟

ج) بله، ما هم همین طور فکر می کنیم. این برای ما بسیار مهم است که بتوانیم موسیقی را بر اساس ریشه های Gothic Rock ایجاد کنیم.

س) بسیاری از طرفداران شما از جمله خود من همه ی دوره های کاری شما را ستایش می کنند، اما برخی از طرفداران قدیمی گروه که سبک Melodic Doom/Death Metal شما را دوست داشتند از آلبوم Ave End ناراضی بودند و حرکت گروه را به سمت Gothic نوعی خیانت به ریشه ی گروه می دونستند. حرکتی که در آلبوم Burning: A Wish با کمی تغییر شروع شد، در Fall, I Will Follow  آشکار شد و در Ave End به طور کامل پیاده سازی شد. در عین حال شما از طرفداران بسیار جدیدی برخوردار شدید که به سبک جدید شما علاقه مند و برای آن احترام قائل هستند اما طرفداران قدیمی شما همچنان خواهان بازگشت شما به کارهای گذشته می باشند. نظر شما چیه؟

ج) به نظر من با انتشار آلبوم Fall, I Will Follow ما برخی از طرفداران قدیمی خود را از دست دادیم. اما بسیاری از طرفداران قدیمی Ave End را دوست دارند. بعد از ضبط Fall, I Will Follow ما گفتیم که بله، این یک تحول کوچک بود پس ما در Ave End یک پله به سوی ریشه های Lacrimas Profundere بازگشتیم و حس غم که بسیار اهمیت داشت دوباره دیده شد. در چندین ماه گذشته ما نامه های بسیار زیادی داشتیم که بیانگر بازگشت مجدد طرفداران قدیمی توسط آلبوم جدید بود. به عبارت دیگر ما با آلبوم جدید خود هم طرفداران جدیدی بدست آوردیم و هم رضایت طرفداران قدیمی خود را دوباره کسب کردیم.

س) Oliver تو Composer اصلی گروه هستی. من میخواهم همین جا از تو به خاطر اینکه اکثر آهنگ های مورد علاقه ی من را درست کرده ای تشکر کنم. آیا در مورد نوشتن آهنگها فکر می کنی؟ یا با اشخاص خاصی گفتگو می کنی؟ چگونه این آهنگها را می سازی؟

ج) خیلی ممنون از لطف شما. نه، من در مورد ساخت موزیک نه فکر می کنم و نه با کسی صحبت می کنم. موسیقی از ته قلب می آید نه از مغز و سر. پس تو نمی تونی درباره ی موزیک صحبت کنی بلکه فقط آن را احساس می کنی.

س) به غیر از موسیقی Lacrimas Profundere صدای گیرا و روحانی مانند کریستوفر و البته شعرهای فوق العاده او از اسلحه های قوی گروه تان به حساب می آید. وقتی که شنونده در فضای موسیقی Lacrimas Profundere قرار می گیرد از خود بی خود میشه و به یک خلصه ی روحی میره.

ج) بله، کریستوفر برای Lacrimas Profundere بسیار مهم است.

 

س) Lacrimas Profundere از ابتدا تا به حال یک سیر صعودی داشته و با احساسات قوی و زیادی که به شنوده هایش القا کرده دارای یک Style خاص شده است. وقتی که به گذشته ی خود تا بحال نگاه می کنید چه احساسی به شما دست می دهد؟

ج) وقتی که من به گذشته ی گروهمان نگاه می کنم می بینم که آلبوم به آلبوم پیشرفت کرده ایم و راهی را به آینده به وجود آوردیه ایم. پس ما هستیم... چطوری بگم؟! بله، من به این پیشینه افتخار می کنم.

Lacrimas Profundere Band

س) فکر می کنید چه گروههایی در سبک Doom/Death Metal شما تاثیر گذار بوده اند؟

ج) البته من خیلی کم در خانه به موزیک گوش می دهم ولی گروههای قدیمی مثل Paradise Lost، Black Sabbath و The Doors چندان بی تاثیر نبوده اند.

س) Gothic Rock برای شما چه معنی ای دارد؟ نظر شما دباره ی Dark Wave/Gothic Rock که روز به روز در آلمان قوی تر می شود چیست؟

ج) برای ما این تنها موسیقی نیست، این یک روش و شیوه ی زندگانی است. ما فکر نمی کنیم که این چشم انداز در آلمان خیلی قوی باشه اما این مهم است که یک فرصت برای ساخت موسیقی و کسب پول از طریق موسیقی خود داشته باشند.

س) در مورد اجراهای Live تان، آیا شما آهنگهای آلبومهای اول یا دوم خود را اجرا می کنید یا فقط از کارهای اخیرتان؟

ج) ما ترکیبی از 4 آلبوم آخرمان را اجرا می کنیم. تنها در یک تور در مکزیک بود که یک آهنگ از آلبوم دوممان را اجرا کردیم.

س) آیا برای آینده ی کاری خود طرحی دارید؟ چه انتظاری باید از Lacrimas Profundere در سالهای آینده داشت؟

ج) ما برای انتشار آلبوم جدیدمان در همین سال هر کاری را انجام می دهیم. تا بحال 8 آهنگ جدید داشتیم و امید می رود که با حداکثر تلاشمان بتوانیم کاری قابل قبول را در سال جاری ارائه کنیم. همچنین در همه ی تورها و فستیوال های پیشنهادی شرکت خواهیم کرد.

س) خب، در پایان می خواهم از تمام آهنگاهای زیبایی که ساختید و و از اینکه افتخار این مصاحبه رو به ما دادید تشکر کنم. اگر مطلبی خاصی مدنظرتان است می شنویم.

ج) خیلی ممنون از این مصاحبه. امیدوارم شاهد حضور شما در تورهایمان باشیم.


امیدوارم که مورد توجه شما همراهان قرار گرفته باشد. نکته ای که در آخر می خواهم به آن اشاره کنم این است که به جملاتی که با رنگ زرد مشخص شده است دقت فرمایید. فکر کنم ارزش اندکی تامل را داشته باشد.

Soul Nidus

چهارشنبه ٤ خرداد ،۱۳۸٤

We Don't Want Filtering

میگن این هوای سنگین نفس سارمو کشته

ولی پنجه های آواز وقتی با هم باشه مشته

واقعا نمی دونم که حماقت چه اندازه ای داره!!! یعنی افرادی که تو این خراب شده کاره ای هستند این قدر احمقند؟ خب معلومه، اگه نبودند که این وضع پیش نمی یومد. چند وقت پیش متوجه شدم که وبلاگ دوستم کاوی فیلتر شده! پیش خودم گفتم که چیز جدیدی نیست و چون به زمان انتخابات نزدیک میشیم و ممکنه برخی از حرفهای کاوی به مزاق همان هایی که مساحت ایران رو به حجم تبدیل کردند (یعنی به اندازه دلخواه ......... به مملکت) خوش نیاید آن را موقتا فیلتر کرده اند! اين نکته رو هم هميشه به ياد داشته باشيد که وبلاگ اين مرد شيرازی همين چند وقت پيش جزء صد وبلاگ برتر شده بود. در همین مبحث مشغول تفکر و تفحص بودم که متوجه شدم وبلاگ دوست بسیار خوبم مازیار نیز فیلتر شده است. پس از اندکی بررسی هیچ دلیل خاصی برای این امر نیافتم و تنها خود را با این دلیل توانستم قانع کنم که خواسته اند از محافل مختلط دختر و پسر جلوگیری کنند! اما این حرکات کوته بینانه و احماقانه این طور ادامه یافت که وبلاگ حمید نیز فیلتر شد. آن طور که ما خدا را قاضی کردیم دلیلی برای این امر نیافتیم (آقا هر کسی دلیلی پیدا کرد لطفا مارو از این مشغله ذهنی نجات بده) البته بنده تا حتی پیشروی کرده ام. تا آنجایی که متوجه شدم وبلاگ کسی که شهادت حضرت علی (ع) را تسلیت میگه خب معلومه که باید فیلتر بشه! اصلا جای سوال برای من اینه که چرا تا حالا فیلتر نشده بود! و به طور قطع وبلاگ ضد مذهبیون، ضد ادیان و ... مسلما نباید فیلتر بشه و جزء افعال حرام به شمار میره. تو این قحطی بخش موسیقی راک و متال وبلاگی که مطالب مفید و موثر بنویسه و همچنین بطور مستمر نیز آپدیت بشه واقعا اندک و انگشت شماره. فکر نکنم به پنج تا هم برسه! همه چیز عالیه و بی نظیره. دیگه چی میخواین؟

We Don't Want Filtering

کلام رو با این جملات به پایان می رسونم که بنده تا وقتی که حداقل یکی از وبلاگهای فوق الذکر از فیلتر در بیان آپدیت نخواهم کرد و از تمام وبلاگ نویس هایی که علاقه مند به اعتراض به این حرکت هستند خواهش میکنم که با همکاری و هماهنگی خواستار سامان دهی به این اوضاع شیر تو شیر بشیم. منتظر نظرات، ایده ها، پیشنهادهای سازنده و حرکات فعالانه ی شما عزیزان هستم.

Soul Nidus

یکشنبه ۱۱ اردیبهشت ،۱۳۸٤

Happy My 3

همانطور که قبلا قول داده بودم و با توجه به نمرات خوبی که این آلبوم (آلبوم Character از گروه Dark Tranquillity) در سایتهای معتبر موسیقی متال گرفته است (نمراتی از قبیل 9 و یا 9.5 از 10 که پس از منحرف شدن گروههایی چون In Flames و Soilwork از این مسیر می تواند قابل توجه و تامل باشد) مطلب این بار بدین قرار است:

مصاحبه با Niklas Sundin گیتاریست گروه Dark Tranquillity :

Niklas Sundin

س) با سلام و عرض خوشامدگویی، قبل از هر سوالی بخاطر وقتی که به ما دادید از شما تشکر می کنم.

ج) من هم متشکرم! به هیچ وجه مشکلی نیست.

س) گروه Dark Tranquillity جز پایه گذاران و پیشگامان Style است که Gothenburg Melodic Death Metal نامیده می شود. آیا شما چنین دوردست و آینده ای را برای گروه تان تصور کرده بودید؟ یا تنها برای تفریح می نواختید؟

ج) نه، ما هرگز گمان نمی کردیم که به این امر دست پیدا کنیم. هنگامی که ما شروع به کار کردیم هیچ کداممان قبلا به طور رسمی در یک گروه فعالیت نداشتیم، و تنها آرزو داشتیم که موسیقی خوب بسازیم و احتمالا یک نوار به صورت Demo منتشر کنیم و اجراهای کوچک و محلی داشته باشیم. این واقعا خارق العاده است که ما هنوز بعد از 16 سال پابرجا مانده ایم و پیشگام این Subgenre از متال هستیم.

س) آلبوم جدید Dark Tranquillity منتشر شده است. می توانید کمی در مورد آلبوم جدیدتان صحبت کنید؟ و تفاوتهای آن را نسبت به کارهای قبلیتان بیان کنید؟

ج) آلبوم جدید ما سریعتر، خشن تر و تکنیکی تر از قبل است. (با توجه به وجود ملودی های زیبا و کم نظیر تکنیکی بودن این آلبوم بیش از پیش مشخص می شود.)

س) چرا نام Character را برای آلبومتان انتخاب کردید؟

ج) این نامی پرمحتوا و پرمعنا است که به طرق متفاوتی می تواند تفسیر شود. این می تواند یک توضیح کامل برای ما و شاید هم یک استعاره از گروه باشد. یک کلمه که بخوبی Lyric های آلبوم را بیان می کند.

س) برای ما درباره خالق و آفریننده های مراحل مختلف آلبوم Dark Tranquillity بگویید، هنگامی که شما موزیک را می ساختید و شعرها را می نوشتید چگونه این قدر هماهنگ و همبسته بودید؟

ج) بطور اساسی در کارهای مشکل این امر بسیار اهمیت دارد. Riff های اولیه در خانه نوشته می شد. سپس ما همه چیز را به اتاق تمرین می بردیم، جائیکه ما نظرات و ایده هایمان را امتحان می کردیم و و آنها را به نحو مناسب در آهنگهایمان مرتب می نمودیم. هر آهنگ را چندین بار با کمی تغییر ضبط کرده و سپس بهترین Version را انتخاب می کردیم. هنگامی که این مرحله به پایان می رسید Lyric ها و Vocal را بر روی آهنگها قرار می دادیم.

س) کمی در مورد خود Niklas صحبت کنیم. چه شد که به عنوان طراح گرافیکی شروع کردید؟ آیا اصلا تحصیلاتی در این زمینه داشته اید؟

ج) بله، من در دانشگاه هنر درس خوانده ام. همچنین مسئولیت یکی از بهترین آموزشگاههای Web/Multimedia در سوئد به عهده من بود. من همیشه نقاشی و طراحی می کردم حتی مدتها قبل از اینکه طعم موسیقی را بچشم. من نوازندگی گیتار را در سن 14 سالگی شروع کردم که تا حدی دیر به نظر می رسد.

س) تو در طراحی و کلا زمینه گرافیک فرد مشهوری هستی. همیشه گروههایی هستند که می خواهند یکی از طرحهای تو Cover آلبوم آنها باشد. آیا وقتی برای این قبیل کارها می گذاری؟ چگونه برنامه ریزی می کنی که به هیچ کدام از دو حرفه ات لطمه نخورد؟

ج) من فردی هستم که سرم بسیار شلوغ است در نتیجه این دو کار را با هم ترکیب کرده ام. من سرگرم بودن را دوست دارم حتی اگر کارهایم از وقتم بیشتر باشند. به هر حال از وقتی که به طور جدی با گروه مشغول به کار شدم برنامه خودم را طوری تنظیم کرده ام که به هر دو برسم. البته نیاز دارم که کمی باطری هایم شارژ شود. (با خنده)

س) هنگام طراحی از کجا و از چه چیزهایی الهام و حس می گیری؟

ج) با موسیقی، البته حس و الهام تقریبا از هر جایی می توانند بیاید. آنها یک سری نتایج ذهنی من هستند که با توجه به تواناییهای من به ذهنم می رسند.

س) دوباره به گروه برگردیم. هدف بعدی Dark Tranquillity چیست؟ آیا با اعضا و دست اندرکاران گروه درباره چنین موضوعاتی جلسه تشکیل می دهید؟ در پشت پرده گروه چه می گذرد؟

ج) نه، ما هرگز به برنامه ریزی برای بازاریابی و فروش و ... اهمیت نمی دهیم. همگی ما از تجارت در موسیقی متنفر هستیم و فقط و فقط به ارزش موسیقی فکر می کنیم. پس برای بزرگتر شدن و معروفتر شدن هیچ هدفی نداریم. ما امسال تورهای زیادی خواهیم داشت و امیدواریم که روز به روز پیشرفت کنیم و بر کیفیت کارهایمان بیفزاییم. فعلا منتظر هستیم تا ببینیم چه پیش می آید.

س) خیلی حوبه! از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید بسیار ممنونم و برای خودت، خانواده ات و گروهتان بهترین آرزوها را دارم. به عنوان آخرین جمله؟

ج) از مصاحبه خوبتان متشکر و ممنونم.

--------------------------------------------------

پس از تغییر قالب وبلاگ در نظر داشتم  که هر چند وقت یکبار مطلبی را به نقل یکی از دوستانم بنویسم. دوستانی که با اطلاعات خوبشان همیشه مرا یاری نموده اند ولی به دلایلی - از جمله کمبود وقت کافی، نداشتن علاقه و ... - نتوانستند و یا نخواستند که خودشان وبلاگ شخصی داشته باشند. نمونه اول آن مصاحبه با گروه صفیر عرش بود. همچنین مطالب زیر توسط دو تن از دوستانم تهیه شده است که خواندن آن خالی از لطف نیست.

تحلیل موسیقی در قرون وسطی (حامد جواهرجو) :

Middle Age Music

نزدیک هزار سال از تاریخ اروپا به عنوان قرون وسطی شناخته می شود که از حدود سال 450 میلادی با فروپاشی امپراطوری روم آغاز شد و اواخر آن تا حدود 1450 میلادی که دوران رشد فرهنگی بود به طول می انجامید. در قرون وسطی میان سه طبقه حاکم (اشراف)، دهقانان و روحانیان تمایزی شدید برقرار بود. تقریبا تمام اقشار جامعه نفوذ قدرتمند کلیسای کاتولیک روم را احساس می کردند. کلیسا بر جریان موسیقی نیز حاکم بود. برجسته ترین موسیقی دان ها کشیش های خدمتگزار کلیسا بودند. بنابراین جای شگفتی نیست که طی قرون وسطی فقط موسیقی مذهبی تصنیف شده است، اگرچه سازهای متنوعی برای همراهی موسیقی به کار گرفته می شد اما بخش عمده آن آوازی بوده است.

از حدود 1100 میلادی سازها به گونه ای فزاینده در کلیسا به کار گرفته شدند و ارگ برجسته ترین آنها بود. آهنگسازان این دوره آثار خود را بر مبنای یک سری سرودها و دعاها تصنیف می کردند که یکی از مهم ترین آن سرود گرگوریانی بود که موسیقی رسمی کلیسای کاتولیک روم بود. این سرود بافتی مونوفونیک داشته و از وزن پیروی نمی کند و حس ضرب در آن ضعیف است. جریان آزاد ریتم به این سرودها حالتی مواج و بداهانه سرایانه می بخشد. این سرود بیانگر کیفیتی آرام و قدسی است و بیشتر بیانگر جلوه معنوی کلیسا بوده تا فردیت انسان.

در آن دوره آهنگسازان از گامهای نامتعارف استفاده می کردند که به مدهای کلیسایی معروف است. این مدها گام های اساسی موسیقی غرب در قرون وسطی و رنسانس بوده است. یکی از نمونه های شکوهمند سرود گرگوریانی بخش Alleluia از مس مراسم عید تجلی مسیح است. به رغم چیرگی سرود گرگوریانی بر موسیقی سراسر قرون وسطی گونه دیگری از موسیقی در آن سوی دیوارهای کلیسا وجود داشته که مهم ترین بخش آوازهای غیر مذهبی آن دوره در سده های دوازدهم و سیزدهم توسط نجیب زادگان فرانسوی که ترویادور ها و ترور ها نامیده می شدند ساخته شده است.

یکی از قدیمی ترین فرم های سازی برجا مانده رقصی استامپی بود. استامپی ورن سه تایی و ریتمی قوی و چالاک دارد. در فاصله بین سالهای 700 تا 900 میلادی موسیقی دچار تحولی عظیم شد.بدین صورت که چند خط ملودیک به موسیقی اضافه شد که بدان ارگانوم می گفتند، که در واقع خصلت پلی فونیک یافت. در سال 1150 پاریس به مرکز موسیقی پلی فونیک بدل شد. از اولین پیشگامان آن دو آهنگساز برجسته بنام لئونن و پروتن بودند که سرپرست گروه همسرایان کلیسای نوتردام بودند، که از آنان و پیشروانشان به عنوان موسیقی دان های مکتب نوتردام یاد می شود. از حدود 1170 تا 1200 آهنگسازان مکتب نوتردام ریتم میزان بندی شده را در موسیقی پلی فونیک وارد کردند. از مهم ترین آثار پلی فونیک مکتب نوتردام قطعه آله لویا : نایتویتاس، اثر پروتن می باشد.

در سده چهاردهم قدرت کلیسا رو به کاستی گرفت و موسیقی غیر مذهبی اهمیت بیشتری یافت و آوازهای عاشقانه و مس ها شهرت بیشتری یافتند. مس نوتردام ساخته ماشو از بهترین آثار شناخته شده قرون وسطی می باشد،  که برای چهار خط آوازی نوشته شده است. بدین ترتیب با فروکش کردن قدرت کلیسا و تغییر اوضاع اروپا، دوران قرون وسطی به پایان رسید و دوره جدیدی در موسیقی با آغاز شدن دوره رنسانس آغاز شد.

--------------------------------------------------

معرفی گروه Necrophobic (بهروز ولی پور) :

Necrophobic Logo

Necrophobic صفتی است برای کسی از جسد مرده وحشت دارد.

Current Line-up :

Johan Bergeback : Guitar
Sebastian Ramstedt : Guitar
Tobias Sidegard : Vocals, Bass
Joakim Sterner : Drums

بیوگرافی گروه :

Necrophobic  در سال 1989 در استکهلم سوئد توسط David Parland گیتاریست و Joakim Sterner دامر گروه شکل گرفت تا به دنیا گروهی را با سبک Death Metal پلید و ناپاک معرفی کند. در همین زمان بسیاری از گروهها در سبک دث متال همچون Carcass ،Napalm Death و ... مشغول بکار بودند. نفوذ و تمرکز Necrophobic بر روی موسیقی نسبت به سایر گروهها با توجه به حال و هوای تیره و تار و مملو از پلیدی آن کمی متفاوت بود. این گروه در آغاز از کار گروههایی چون Bathory ،Morbid Angel و Slayer الگو برداری کرد. در طی سالهای "زیر زمینی" از 1990 تا 1992 گروه با نوارهایی همچون Slow Asphyxiation (به آرامی خفه شدن) در 1990، Unholy Prophecies (پیشگوییهای غیر مقدس) در 1991 و The Call (فراخوان) در 1992 شهرت زیادی برای خود کسب کرد. فروش زیاد این سه Demo ثابت کرد که Necrophobic فقط چیزی در حد یک "گروه دیگر" نیست بلکه حرفهای زیادی برای گفتن دارد.

Necrophobic Guitarist

Necrophobic زمان را برای حرکت رو به جلو مناسب دانست و شروع به تماس گرفتن با چند Label برای بستن قرارداد ضبط و پخش موسیقی کرد. بعد از دو روز Black Mark Production به گروه پاسخ مثبت داد و پس از عقد قرارداد تبدیل به Label گروه شد. در مارس 1993 اعضای گروه David Parland (گیتار)، Tobias Sidegard (گیتار باس)، Anders Strokirk (خواننده) و Joakim Sterner (درام)  وارد استودیو شده و آلبوم خود را با نام The Nucturnal Silence (سکوت شبانه) ضبط کردند.  9 آهنگ کفرآمیز که قلب شنوندگان را به آتش می کشد. با وجود اینکه صحنه دث متال توسط گروههای زیادی اشباع شده بود ولی آلبوم The Nocturnal Silence بیشترین امتیازات را در مجلات موسیقی به خود اختصاص داد و در مجله آلمانی Rock Hard's Chart به مکان نهم دست یافت.

چند ماه بعد Andres تصمیم گرفت تا از گروه جدا شود . Tobias بخش Vocal را به عهده گرفت و Martin Halfdan نیز به عنوان گیتاریست جدید به گروه ملحق شد. با توجه به بحران درونی گروه، Necrophobic در زمینه موضوع جدید آلبوم خود دچار مشکل بود. البته نه به معنای آنکه اصلا چیزی نداشتند بلکه موضوعات صد در صد میل گروه را ارضا نمی کرد. به محض اینکه اعضای گروه احساس کردند مدت نسبتا طولانی از صحنه دور شده اند تصمیم گرفتند که یک Mini Album با نام Spawned By Evil (نشات گرفته از پلیدی) را عرضه کنند. به هنگام انتشار کامل آلبوم (بهار 1996) گیتاریست گروه David Parland تصمیم به جدایی از گروه گرفت.  Necrophobic تا مدتی با سه نفر به کار خود ادامه داد اما بعد جایگزینی برای جای خالی پیدا کرد و آن گیتاریست اسبق گروه Morpheus یعنی Sebastian Ramstedt بود. در فوریه 1997 انتظار به پایان رسید و آلبوم طوفانی Darkside (سمت تاریک) منتشر شد. انتظارات مردم بسیار بالا بود. آیا گروه می توانست بهتر از قبل عمل کند؟ جواب مثبت بود. آنها تمامی مرزها را درنوردیدند و رضایت مطبوعات و طرفداران گروه حکایت از موفقیتی دیگر داشت. آلبوم Darkside بیشترین واکنش ها را به خود جلب کرد و مجددا امتیازات بالایی را در مجلات موسیقی و انتشارات زیرزمینی به خود اختصاص داد. در این آلبوم Necrophobic عمق و مسافت بیشتری را در قلمروهای تاریک و شیطانی پیمود و از نظر موسیقیایی نیز بر سرعت اجرای خود افزوده بود.

در زمستان 1999 زمان سومین آلبوم کامل گروه فرا رسیده بود و آلبوم The Third Antichrist (ضد مسیح سوم) عرضه شد. آلبوم از نظر تکنیکی همچون کارهای قبلی بود و پلیدی و شرارت در فضای موسیقی گروه به یک "مارک تجاری" تبدیل شده بود. پاسخ مثبت و عالی از سراسر دنیا گروه را به اجرای موسیقی در خارج از خانه ترغیب کرد. در طی فستیوال برگزار شده در آلمان در آگوست 2000 Martin گیتاریست گروه اعلام کرد که قصد جدایی و کار در گروه دیگری را دارد. در این هنگام David دوباره به گروه بازگشت ولی حضور او دوام زیادی نداشت زیرا در سال 2001 برای دومین بار از گروه جدا شد. در آوریل 2001 گروه با Hammerheart Records قرارداد بست. همچنین Johan Bergeback جای David را پر کرد و Necrophobic که احساس تولد مجددی را داشت شروع به کامل کردن چهارمین آلبوم خود نمود. آلبوم جدید آنها Bloodhymns (سرودهای خونین) نام داشت و از نظر تکنیکی و فنی بسیار قوی و سنگین بود. 10 آهنگ که شما را وادار می کند تا سر حد مرگ خون بریزید.

Necrophobic Band

در حال حاضر گروه با کمپانی Karmageddon Media قرارداد دارد که البته تا بحال آلبومی با نام این کمپانی توسط Necrophobic عرضه نشده است. یکی از زیباترین کارهای گروه اجرای مجدد آهنگ Moonchild است که قبلا توسط گروه Iron Maiden اجرا شده است.

دیسکوگرافی گروه :

 

Tour EP 2003

 

Title: Tour EP 2003 [Sampler]
Record label: Hammerheart Records
Release year: 2003

 

Bloodhymns

 

Title: Bloodhymns
Record label: Hammerheart Records
Release year: 2002
Produced by: Necrophobic & Tomas Skogsberg
Studio: Sunlight Studio

 

The Third Antichrist

 

Title: The Third Antichrist
Record label: Black Mark Production
Release year: 1999
Produced by: Necrophobic & Tomas Skogsberg
Studio: Sunlight Studio

 

Darkside

 

Title: Darkside
Record label: Black Mark Production
Release year: 1997
Produced by: Necrophobic & Tomas Skogsberg
Studio: Sunlight Studio

 

Spawned by Evil [Mini Album]

 

Title: Spawned by Evil [Mini Album]
Record label: Black Mark Production
Release year: 1996
Produced by: Necrophobic & Tomas Skogsberg
Studio: Sunlight Studio

 

The Nocturnal Silence

 

Title: The Nocturnal Silence
Record label: Black Mark Production
Release year: 1993
Produced by: Necrophobic & Tomas Skogsberg
Studio: Sunlight Studio

 

The Call [EP]

 

Title: The Call [EP]
Record label: Wild Rags Records
Release year: 1993
Produced by: Necrophobic & Tomas Skogsberg
Studio: Sunlight Studio

Soul Nidus

پنجشنبه ۱۱ فروردین ،۱۳۸٤

Dark Tranquillity - Character

در کلام گفتن و عمل کردن بسیار بیندیش و بر حذر باش

زیرا برجهایی را با نام عقده می سازی که روزی بر سرت خراب خواهند شد

با سلام و عرض تبریک سال جدید، بهترین آرزوها را برای تک تک شما دوستان خوبم دارم. این بار با مطلبی درباره یکی از خدایان Gothenburg برگشتم. آلبوم Character اثر سال 2005 گروه Dark Tranquillity. حتما همه شما مطالب محسن را درباره این گروه قبلا خوانده اید.

Dark Tranquillity Logo

Current Line-up :
   Vocals: Mikael Stanne
   Guitars: Niklas Sundin
   Guitars: Martin Henriksson
   Bass: Michael Nicklasson
   Drums: Anders Jivarp
   Keyboards: Martin Brandstrom

ابتدا ببینیم که قبل از انتشار این آلبوم وضعبت گروه چگونه بود. حدودا سه سال از زمان آخرین آلبوم این گروه بزرگ سوئدی می گدشت. همچنین آنها اولین DVD خودشان را با نام Live Damage به مناسبت پانردهمین سالگرد گروه در سال 2003 منتشر کرده بودند. کار ضبط آلبوم Character بیش از یک سال به طول انجامید که کمی طولانی به نظر می رسد ولی حتی اگر آنها این کار را خیلی زودتر از این انجام می دادند قادر به انتشار آن نبودند. چرا که در آن روزها این گروه با هیچ کمپانی قرارداد نداشت. بالاخره پس از مذاکرات متعدد با کمپانی های مختلف تصمیم گرفته شد که دوباره Label شرکت Century Media در کنار نام گروه حک شود. حال زمان انتظار به پایان رسیده و پس از سه سال این گروه آلبومی را ارائه داد که دل همه هواداران خود (از جمله خود من) را خوشحال کرد. کاری زیباتر از همیشه سرشار از Melody و Solo های کم نظیر همراه با صدای محصور کننده Mikael.

Dark Tranquillity Band

با توجه به اثرات اين آلبوم و نظرات منابع مختلف، به طور قطع Character جز Top Ten سال 2005 قرار خواهد گرفت. اگر بخواهیم یک دید کلی در مورد این آلبوم به شما بدهم باید بگم که این آلبوم جریانی است گذرا از The Mind's I تا Damage Done. دو آهنگ اول آلبوم شبیه به کارهایی است که این گروه در حدود 10 سال پیش انجام می داد. مخصوصا The New Build با صدای کوبنده Drums در شروع آهنگ و Riff های ناشی از سوئدیش متال در اواسط دهه نود. Through Smudged Lenses تلفیقی است بین کارهای قدیمی گروه به همراه عناصر جدید Electronic و Atmospheric که در برخی اوقات به ایجاد فضا سازی می پردازند. Out Of Nothing کم کم ما را از حال و هوای دو تراک اول خارج می کند. The Endless Feed در واقع اولین تراکی است که Dark Tranquillity تقریبا متحول شده را نمایش می دهد. نوعی راهنما و هدایتگر برای تراکهای بعدی آلبوم به حساب می آید. در موسیقی این تراک اثراتی از Progressive نیز دیده می شود. یکی از قدرتهای این آلبوم همین هدایتگری و سمت و سویی است که خود تراکها به شنونده القا می کنند. حال به نقطه عطف این آلبوم بعنی Lost To Apathy می رسیم. تراکی که به تنهایی مخصوصا با قسمت Chorus خود هر آنچه که در این آلبوم هست را عرضه می کند. آهنگی سرشار از ملودی، ریفهای کاملا Heavy و پاساژهای سریعی که با تغییرات Tempo درگیر می شوند در عین اینکه به گونه ای کاملا مفید و ماهرانه تنظیم شده اند. از این آهنگ کلیپی نیز تهیه شده است که در نوع خود جالب است. البته به نظر من این آهنگ آن قدر زیباست که باید آن را با گوش دل شنید. همچنین یک EP نیز با همین نام منتشر شده است. از دیگر آهنگهای قابل توجه می توان به Dry Run و My Negation اشاره کرد که در آنها از عناصری استفاده شده است که تا به حال در کارهای Dark Tranquillity شنیده نشده است. متن Chorus ها زیبا و شدیدا احساسی هستند که البته قبلا به نوعی در Projector و The Mind's I دیده شده اند.

تغییرات ایجاد شده در گروه تنها در ملودی ها نیست. اگر دقیق شویم در نحوه ی نوارندگی و صدا نیز تغییر ایجاد شده است. برای مثال Martin کیبوردیست گروه فقط برای برای ایجاد فضاسازی در گروه قرار نگرفته است بلکه تاثیرات کارهای او را بخوبی در قسمتهای دیگر نیز مشاهده می کنیم. از دیگر نکات قوت این آلبوم نسبت به کارهای قبلی گروه صدای واضح تر گیتار و Heavy تر بودن بیش از پیش آن است. Mikael نیز بخوبی رو صدای خود کار کرده است. همچنین به Lyric های فوق العاده، عناصر جدید ملودیک مانند Piano که در بعضی قسمتها به صورت Background به گوش می رسد نیز باید اشاره کنیم. در جمع آلبومی است که حرکت جدید و نویی را در گروه پایه گذاری کرده است البته با حفظ دقیق اصول و ریشه های گروه. آلبومی که به طور قطع نام آن در کارنامه Dark Tranquillity جاودان خواهد ماند.

طرح Cover های Dark Tranquillity را عمدتا Niklas گیتاریست گروه برعهده دارد. نمی دانم که شما با دیدن کاور آنها چه برداشتی کردید ولی مايل بودم تا من هم برداشت خودم را برای شما بازگو بنمايم. البته هر کس نظر خاصی داره و ممکن است هر کسی با دیدن این عکس برداشت دیگری بکند. به هر حال.

Character - Cover Front

در نگاه اول سرزمینی را مشاهده کردم که قلمرو Dark Tranquillity است. آنها با هر آلبوم خود برجی ماندگار را در قلمرو خود بنا نهادند. این برجها در اطراف کوهی ایجاد شده اند که همانا ریشه و اصولی است که گروه به آنها پای بند می باشد. سرزمینی ار تاریکی تا روشنایی. برج بلندی که به سوی بینهایت می رود و در سمت چپ مشاهده می کنید Character است. آن جسم چوبی در سمت راست نیز کشتی است که هواداران این گروه بر آن سوارند و به سمت سرزمین موعودشان در حال حرکت هستند. حالت حرکت کشتی در هوا همانند وقتی است که طرفداران Dark Tranquillity به موسیقی آن گوش می دهند و خود را در خلا احساس می کنند. همچون که جاذبه ای وجود ندارد.

منتظر يک مصاحبه با اين گروه نيز باشيد.

Soul Nidus

شنبه ۱ اسفند ،۱۳۸۳

Progressive Interview

سالروز شهادت سالار شهیدان، حسین بن علی (ع) را به تمام عاشقانش تسلیت می گویم. با عرض معذرت به خاطر غیبت طولانی ای که داشتم این بار تصمیم گرفتم به سبک هنری پرگرسیو بپردازم. وبلاگم را هم به مناسبت این ایام سیاه پوش کردم که به احتمال زیاد قالب به همین صورت باقی خواهد ماند. همچنین تصمیم گرفتم که وبلاگم دیگر آرشیو نداشته باشد و مطالب گذشته را بصورت PDF در اختیار دوستان قرار بدهم که در آينده ای نزديک اين کار انجام خواهد شد. از این به بعد هم اگر خدا بخواهد وبلاگ ماهی دو سه بار آپدیت می شود.

مطالب این نوبت از وبلاگ شامل دو بخش است. بخش اول مصاحبه با یک گروه خارجی و بخش دوم گفتگو با یک گروه ایرانی.

مصاحبه با گروه Power Progressive برزیلی Angra:

Angra Logo

کارهای این گروه واقعا فوق العاده است و کسانی که با موسیقی آن آشنا هستند این قضیه را کاملا تصدیق می کنند، البته در ایران چندان معروف نیستند. این مصاحبه با گیتاریست گروه یعنی Kiko Loureiro انجام شده است که خواندن آن خالی از لطف نیست.

Kiko

س) آلبوم آخر شما یعنی Temple Of Shadows در تمام دنیا مورد تمجید و تحسین قرار گرفته است. شما دارای طرفدارانی هستید که از اوایل دهه ی نود متعصبانه و سرسختانه از شما حمایت می کنند. من هنوز مبهوت شیوه و نوع Progressive موزیکتان مانده ام. خودتان چه مقاسیه ای بین آلبومهای Rebirth و Temple Of Shadows دارید؟

ج) در مقایسه آلبوم آخرمان با Rebirth می توانم بگویم که در این آلبوم ما خواستیم دانشمان در موسیقی، قدرت ساخت آهنگها و سرایش اشعار و مهارت و چیره دستیمان را در نواختن سازها نشان دهیم. البته شما در آلبوم Rebirth هم می توانید نکات خوبی را پیدا کنید، اما در Temple Of Shadows خواستیم در سطح کاملا بالاتری کار کنیم و بیشتر وارد عمق قضیه شویم. خواستیم کاملا ماهرانه عمل کرده باشیم و موسیقی پیچیده تر و مشکل تری را ارائه دهیم. از حصار سنت گرایی خارج شویم و سنتی عمل نکنیم. شاید بتوان گفت که خواستیم کمی خارج از قوانین هوی متال کار کنیم. ما در Rebirth برای ثبات و استحکام اعضای جدید گروه فقط کاری را ارائه دادیم که پایه و اصول انگرا بر همان موارد استوار بود.

س) تصویر کلی و عقاید و افکاری که در پشت این آلبوم نهفته است توسط چه کسی ایجاد شده است؟

ج) اشعار و ایده های آلبوم توسط Rafael (دیگر گیتاریست گروه) بوجود آمد.

س) پس از آلبوم زنده ای که در سال 2002 منتشر کردید به نظر می رسد که انگرا این روزها بسیار پربارتر و بزرگتر از قبل جلوه می کند. کمی در مورد مراحل تولید و ضبط این آلبوم توضیح دهید.

ج) ما در آگوست شروع به ساخت آهنگها و رد و بدل نظرات بین من و Rafael و Edu (خواننده گروه) کردیم. در نوامبر با همه اعضای گروه آهنگهای جدید را تمرین کردیم. در دسامبر یک پیش تولید را با Dennis Ward انجام دادیم. در ژانویه و فوریه همه تراکها را ضبط کردیم. در آوریل صداگذاری با اعضایی که به عنوان مهمان در این آلبوم شرکت داشتند را انجام دادیم و در ژوئن مرحله ی Mix و Mastering را به پایان رساندیم. با برخی تاخیراتی که در میان کار بوجود آمد حدودا یک سال به طول انجامید.

Band

س) تنوع و متفاوت بودن در سرلوحه ی Temple Of Shadows دیده می شود. همه تراکها در نوع خودشان بی نظیر و بی مانند هستند. امکان آن وجود دارد که بگویید آیا در مراحل قبل از ضبط آهنگی بوده که در مرحله آخر تولید آلبوم ضبط نشده است؟

ج) بله، ما آهنگهای زیادی داریم که تا به حال آن را به صورت رسمی ضبط نکرده ایم. حتی من در طول این یک سال آلبوم Instrumental خودم را هم تهیه کردم که در ژانویه 2005 منتشر خواهد شد. (که البته در حال حاضر منتشر شده است.)

س) در این آلبوم چندین خواننده معروف و مشهور شرکت کردند که در میان آنها می توانیم به Kai Hansen و Hansi Kursch اشاره کنیم. آیا وجود آنها در این آلبوم از ابتدا برنامه ریزی شده بود یا در اواسط کار انتخاب شدند؟

 Kai :

 Blind Guardian (1989-1992)

 Helloween (1977-1988)

 Gamma Ray (1988-...)

 Iron Savior (1996-2001)

   Hansi :

   Blind Guardian (1985-...)

   Edguy (1998)

   Deamons & Wizards

ج) هدف ما از انتخاب این دو شخصیت بزرگ تجلیل و قدردانی از توانایی، اعتبار، دوستی و احترامی بود که برای آنها قائل هستیم. همچنین آنها هم خیلی علاقه مند بودند که برای نشان دادن وحدت و دوستی در ضبط برخی از تراکهای ما شرکت کنند. چونکه ما از همان آغاز کار و ضبط آلبوم Angels Cry (که در استودیو Kai ضبط شده است) با هم بودیم.

س) برخی از طرفدارانی که انگرا را خوب نمی شناختند و با آن نامأنوس بودند هنگامی که Edu از آلبوم Rebirth شروع به کار کرد رفتار بسیار زننده ای با او داشتند. اکنون بعد از انتشار Temple Of Shadows سکوت آنها نشان می دهد که او بسیار خوب ظاهر شده و دهن همه منتقدان خود را  بسته است. Edu صدایی افسانه ای و باورنکردنی را از خود در این آلبوم به نمایش گذاشته است. حال با آنچه که در Rebirth رخ داده آیا او وقتی آن طرفداران را با لبخند می بیند احساس خوبی دارد؟

ج) بله. او انسانی است که پیشرفتش فوق العاده است. پیشرفت و بهبودی که او در کارهایش داشته است از بقیه اعضای گروه خیلی بیشتر بوده. حتی اکنون نیز او بهتر از آن چیزی است که مردم می گویند و می بینند.

س) می توان این را گفت که انگرا بهترین زوج نوازندگان گیتار را در اختیار دارد، Kiko و Rafael. شما از مدتها پیش تا به حال با هم آهنگ می سازید، شعر می گویید و با هم می نوازید. آیا این قضیه دلیل اصلی موفقیت طولانی مدت انگرا است؟

ج) از لطفتون بسیار ممنون. بله، فکر می کنم این یک دلیل عمده برای این موفقیت است. دوستی و احترامی که ما برای هم قایل هستیم.

س) برای تورهایتان در سال 2005 چه برنامه ای دارید؟ و چشم انداز آن را چطور می بینید؟

ج) ما برنامه ی تور برزیل را تعیین کردیم که 30 اجرا در نظر گرفته شده است. در ماه فوریه به اروپا می رویم و در مارچ به ژاپن و آسیای شمالی سفر می کنیم.

س) آیا شما برای ضبط یک DVD به صورت زنده از تورهایتان برنامه ریزی کرده اید؟

ج) بله، اما هنوز درباره اش تصمیم نگرفته ایم.

Live

س) نگاهی به تاریخچه خود بیندازید. در کدام لحضات بیشتر احساس غرور کرده اید و به خود بالیدید؟ در واقع کدام لحظات باعث افتخار شما هستند؟

ج) البته که آلبوم هایمان. من فکر می کنم که Temple Of Shadows چیزی است که ما واقعا به آن افتخار می کنیم.

س) از وقتی که در اختیار ما گذاشتید بسیار متشکرم! امیدوارم که همیشه در اوج باقی بمانید و بهترین باشید. اگر در آخر مطلبی دارید بفرمایید.

ج) از حمایت و قدرانی که از آلبوم Temple Of Shadows کردید بسیار تشکر می کنم. در آخر فقط می خواستم که همه را برای تورمان در فوریه دعوت کنم. مطمئن باشید که هیچ کس ناکام و دست خالی برنخواهد گشت. بهترین آرزوها را برای شما دارم.

گفتگو با گروه صفیر عرش (به نقل از آزاده شهمیر نوری):

آثار گروه صفیر عرش در نوع خود از جذابیت خاصی برخوردار است. نمی دانم چقدر این گروه را می شناسید و با موسیقی آن آشنا هستید. شاید دروغ نباشد اگر بگویم بهترین گروه زیرزمینی ایران باشد. تمام اعضای گروه در کار خود بسیار حرفه ای و مسلط هستند. موسیقی آنها انسان را مبهوت و مقهور خود می کند.

هشت سال است جذبه کلام سحر انگیز مولانا شاعر نام آشنای ایران آنها را کنار هم نگه داشته است. خودشان می گویند اگر او نمی خواست ما این همه سال کنار هم نمی ماندیم. سال 74 قطعه ای از گروه ((صفیر عرش)) از رادیو پخش می شود اما بدون کلام مولانا. سال 76 در رادیو جوان کارهایی ضبط می کنند اما کلام مولانا با آن موسیقی ناآشنا اجازه پخش پیدا نمی کند. باز هم بدون کلام پخش می شود. ((صفیر عرش)) به اعتراض دیگر با رادیو همکاری نمی کند. مسئولان ارشاد و رادیو معتقد بودند که ترکیب موسیقی راک و شعر مولانا عجیب و غیر معمول است! از همان زمان تا امروز گروه صفیرعرش برای خودشان و دلشان کار را ادامه می دهند. و حالا دوباره برای مجوز آلبوم اقدام کردند. ایمان دارند که این بار مجوز می گیرند. پژمان واثقی، ژوبین محمودی، فرزاد حیدری و رضا خوش نویس چهار عضو اصلی این گروه اند. حرف هایشان را بشنوید.

س) شما هشت سال است با همین هسته مرکزی کار می کنید. چرا در این 8 سال زیرزمینی ماندید و آلبوم یا کنسرت نداشتید؟ حتی اسم شما را هم علاقه مندان به این موسیقی کمتر شنیده اند؟

پژمان: ما سعی کردیم مجوز آلبوم بگیریم اما متاسفانه نتوانستیم. سال 78 بود که برای مجوز اقدام کردیم. اما جوابی که برایمان نوشته بودند این بود که ((سبک عجیب و غریب است.)) دقیقا همین جمله را استفاده کرده بودند. ما هم ترجیح دادیم سبکمان را عوض نکنیم اما آلبوم نداشته باشیم. نمی خواهیم تجاری کار کنیم.

س) یعنی تمام آنهایی که مجوز گرفته اند، تجاری کار کرده اند؟

پژمان: نود درصدشان همین طورند. ده درصد بقیه هم در همین هشت، نه ماه گذشته آلبوم درآورده اند. حالا موقعیت کمی فرق  کرده و امیدوارم که مجوز آلبوم را به زودی بگیریم.

رضا: خیلی از گروههایی که سبکی شبیه ما دارند نتوانستند مجوز بگیرند. یک نمونه اش اوهام بود که نتوانست مجوز بگیرد. مگر این موسیقی ها چه چیزی دارد که عجیب و غریب است. شعرها که ایرادی نداشت چون در تمام قطعات از شعرهای مولانا استفاده کرده ایم. سبک هم راک است که در تمام دنیا رایج است.

س) کنسرت چطور؟ مشکل آن هم مجوز بود؟

پژمان: ما حدود چهار، پنج سال پیش داشتیم برای کنسرت آماده می شدیم. اما همان موقع چند نفر از گروه از جمله خودم به خارج از ایران سفر کردیم و عملا باز هم این موضوع به تعویق افتاد.

س) پس چطور شد که نرفتید؟

ژوبین: قرار بود همه برویم. من هم رفتم اما نتوانستم بمانم چون دلم اینجا را می خواست.

فرزاد: ایران واقعا چیز دیگری است. کسانی که نرفتند نمی دانند وقتی در بحران قرار می گیری تصمیماتی می گیری که درست نیست اما باز هم بحران ها تمام می شود.

س) کار اصلی شما موسیقی است یا شغل دیگری دارید؟

رضا: به جز پژمان بقیه حرفه شان موسیقی است.

س) پس منبع درآمدتان چیست؟ شما که 8 سال است با این گروه و در این سبک کار کردید.

پژمان: این گروه مورد علاقه ماست. ما در این سالها فقط برای آن هزینه کرده ایم. هیچ کس نیست که در ایران به سبک ما یعنی Alternative Progressive Rock کار کند. بچه ها برای امرار معاش در گروه های دیگر هم کار می کنند.

فرزاد: من خواننده پاپ صدا و سیما هستم و در واقع از خوانندگی در تلویزیون شروع کردم. حالا هم چند سال است آنجا هستم.

رضا: من هم در چند گروه دیگر برای کنسرت ها و ضبط آلبوم ها همکاری می کنم، مثلا در گروه پیکولو هم هستم. با فریدون فروغی هم کار کردم. آخرین کار او را در آوردم.

ژوبین: کاری که ما در گروه های دیگر انجام می دهیم مقوله جدایی است. من در گروه گپ که تازه کارش را شروع کرده درام می زنم. اما صفیر عرش جایی است که دوستش داریم. مقولات دیگر با این گروه فرق می کند. من موزیک اینجا را برای دلم می زنم نه امرار معاش و کسب درآمد اما همکاری در گروه های دیگر که بیشتر هم پاپ هستند از روی علاقه به موسیقیشان نیست.

س) اسم صفیر عرش را چرا انتخاب کردید؟

پژمان: صفیر به معنای صوت ممتد است. ما در این گروه تنها از اشعار مولانا استفاده می کنیم و به خاطر او نام این گروه را صفیر عرش گذاشتیم. کلام مولانا به صورت یک صوت نامیرا و ممتد به صورت موج ثبت شده و همیشه وجود دارد. موسیقی چیزی نیست که کسی بسازد. موسیقی امواجی است که هر کس با توجه به احساسات و روحیات خودش آنها را دریافت می کند. هر کس موسیقی را متفاوت دریافت می کند و در حقیقت آن را ترکیب می کند.

س) وقتی گروه شکل می گرفت وجه اشتراک شما مولانا بود یا سبک موسیقی؟

پژمان: الزاما به خاطر اشعار جمع نشدیم، حال و هوای کار بود که ما را کشاند. مثلا رضا بار اولی که با گروه کیبورد زد، حال و هوای نوازندگی اش به ما خیلی نزدیک بود. موسیقی ما یک موسیقی هوشمند است. خیلی متفاوت است. فکر می برد. موسیقی ای است که باید به آن گوش دهی و فکر کنی. اگر گوش ندهی بیشتر اعصابت را خرد می کند. موزیک ما مثل موسیقی پاپ نیست که گوش بدهی و هر کاری که داری انجام بدهی. باید به آن توجه کنی.

ژوبین: در واقع فقط باید تمرکز موسیقی را گوش بدهی، اگر نه فقط صدا را می شنوی اما چیزی نمی فهمی.

رضا: موزیک پاپ به ملودی وابسته است و در آن باید ملودی ها را خوب بشنوی اما در راک حال و هوا مهم است نه ملودی ها. سبک ما حال و هوای خاصی دارد.

س) شما چطور شعر مولانا را با سبک خشنی مثل سبک موسیقی گروه صفیر عرش تلفیق کردید؟ در برخورد اول همه انتظار دارند با شعر مولانا یک موسیقی روح نواز بشنوند.

رضا: اتفاقا شعرهای مولانا به خاطر فضایی که دارد با دف و سماع همراه است و بیشتر از شعرهای دیگر مرسوم است که با این سبک ها خوانده شود.

پژمان: شعرهای مولانا با شعرهای حافظ و دیگران فرق دارد. شاید تا به حال شعرهای حافظ را تا ته نخوانده ام اما با مولانا سال هاست که زندگی می کنم. حال و هوای مولانا متفاوت است. او از اوج شروع می کند، از سطح شروع نمی کند. کلام او عظیم است. اگر فقط یک ذره کوچک از مفهوم شعرهای مولانا را بفهمیم کافی است.

ژوبین: به نظر من اشعار مولانا خیلی هم پرانرژی است. در مخیله من نمی گنجد که شعر مولانا با یک موسیقی روح نواز باید شنیده شود. این شعرها این قدر انرژی دارند که ما با این که این همه روی آنها کار می کنیم هنوز هم جا دارد، هنوز هم انرژی دارد.

فرزاد: کتاب شمس مقدس است. گاهی اوقات وقتی در تمرینات به مشکل یا اختلاف سلیقه می رسیدیم، من تفألی به کلیات شمس تبریز می زدم و دقیقا همان حال و هوا در شعرهایش می آمد و با ما صحبت می کرد. انگار می گفت آرام باشید، کار شما چیز دیگری است. در حقیقت انرژی اوست که ما اینجا کنار هم جمع شدیم و او خواسته که ما با شعرهایش ارتباط برقرار کردیم.

ژوبین: یک بار من و پژمان سر یکی از جلسات تمرین بحث می کردیم. از همان بحث هایی که در همه گروه ها هست. وقتی فرزاد رفت کتاب دیوان شمس را آورد، شعر یادم نمی آید اما یادم هست که شعر طوری جواب ما را داد که دیگر نه من حرف زدم نه پژمان. همان جا همه چیز فراموش شد. در واقع مولانا می خواست بگوید شما باید به کار خودتان برسید و این بچه بازی ها پیش پا افتاده است.

ما هدفمان از آهنگ سازی صرفا موزیک نیست، می خواهیم پیام ها را برسانیم و سعی می کنیم پیام ها را با موسیقی القا کنیم.

س) پس مولانا در آثار گروه نقش زیادی دارد و به نوعی او هم در صفیر عرش هست.

ژوبین: صد در صد. شاید اگر او نبود گروه ما هم نبود.

س) اشعار مولانا عارفانه است. این موسیقی هم به نظر شما عارفانه است؟

فرزاد: شما اگر موج را گرفتید و این را حس کنید می توانید با آن موج بروید. اگر این را نبینی نمی توانی این مساله را حس یا باور کنی. خودش می گوید: در خود بین و در خود جو / وحده لا اله الا هو

پژمان: خیلی ها هستند که اشعار مولانا را کار می کنند. و متاسفانه وقتی کارها را گوش می دهی متوجه می شوی که اینها مطلب را نگرفتند فقط خواستند چیزی بسازند. این شعر را باید فهمید و متناسب با آن آهنگ سازی و نوازندگی کرد.

رضا: اصلا هم کار عامه پسندی نیست.

ژوبین: ما در این اشعار کاملا حل می شویم. یعنی از خودمان بیخود می شویم. کار غیر از احساس هیچ چیز دیگری نیست. سال هاست این گروه وجود دارد. مشکلات زیادی هم داشته. اما این که چرا هنوز گروه وجود دارد برای این است که دلم هنوز با این گروه است. و من می خواهم اینجا یک سوال بپرسم. آن چیه که من را به طرف خودش کشیده و نگه داشته؟ چیزی در آن هست؟ یک چیزی می خواهد ما را نگه دارد. نیرویی که به هر ترتیبی کارمان را پیش می برد و خودش هم پیش می برد.

فرزاد: این موج چیزی است که ما را با خودش می برد. باقی ترین چیزی که در این اشعار هست نام الله است. قطعا انرژی ای به ما رسیده که این راه را می رویم. بسیاری مواقع هم از خود بیخود شده ایم.

Soul Nidus

© Copyright 2004-2005. All Rights Reserved by Galaxy Of Metal
© 2005 Templates by Vandad, All Rights Reserved