شنبه ۱ اسفند ،۱۳۸۳

Progressive Interview

سالروز شهادت سالار شهیدان، حسین بن علی (ع) را به تمام عاشقانش تسلیت می گویم. با عرض معذرت به خاطر غیبت طولانی ای که داشتم این بار تصمیم گرفتم به سبک هنری پرگرسیو بپردازم. وبلاگم را هم به مناسبت این ایام سیاه پوش کردم که به احتمال زیاد قالب به همین صورت باقی خواهد ماند. همچنین تصمیم گرفتم که وبلاگم دیگر آرشیو نداشته باشد و مطالب گذشته را بصورت PDF در اختیار دوستان قرار بدهم که در آينده ای نزديک اين کار انجام خواهد شد. از این به بعد هم اگر خدا بخواهد وبلاگ ماهی دو سه بار آپدیت می شود.

مطالب این نوبت از وبلاگ شامل دو بخش است. بخش اول مصاحبه با یک گروه خارجی و بخش دوم گفتگو با یک گروه ایرانی.

مصاحبه با گروه Power Progressive برزیلی Angra:

Angra Logo

کارهای این گروه واقعا فوق العاده است و کسانی که با موسیقی آن آشنا هستند این قضیه را کاملا تصدیق می کنند، البته در ایران چندان معروف نیستند. این مصاحبه با گیتاریست گروه یعنی Kiko Loureiro انجام شده است که خواندن آن خالی از لطف نیست.

Kiko

س) آلبوم آخر شما یعنی Temple Of Shadows در تمام دنیا مورد تمجید و تحسین قرار گرفته است. شما دارای طرفدارانی هستید که از اوایل دهه ی نود متعصبانه و سرسختانه از شما حمایت می کنند. من هنوز مبهوت شیوه و نوع Progressive موزیکتان مانده ام. خودتان چه مقاسیه ای بین آلبومهای Rebirth و Temple Of Shadows دارید؟

ج) در مقایسه آلبوم آخرمان با Rebirth می توانم بگویم که در این آلبوم ما خواستیم دانشمان در موسیقی، قدرت ساخت آهنگها و سرایش اشعار و مهارت و چیره دستیمان را در نواختن سازها نشان دهیم. البته شما در آلبوم Rebirth هم می توانید نکات خوبی را پیدا کنید، اما در Temple Of Shadows خواستیم در سطح کاملا بالاتری کار کنیم و بیشتر وارد عمق قضیه شویم. خواستیم کاملا ماهرانه عمل کرده باشیم و موسیقی پیچیده تر و مشکل تری را ارائه دهیم. از حصار سنت گرایی خارج شویم و سنتی عمل نکنیم. شاید بتوان گفت که خواستیم کمی خارج از قوانین هوی متال کار کنیم. ما در Rebirth برای ثبات و استحکام اعضای جدید گروه فقط کاری را ارائه دادیم که پایه و اصول انگرا بر همان موارد استوار بود.

س) تصویر کلی و عقاید و افکاری که در پشت این آلبوم نهفته است توسط چه کسی ایجاد شده است؟

ج) اشعار و ایده های آلبوم توسط Rafael (دیگر گیتاریست گروه) بوجود آمد.

س) پس از آلبوم زنده ای که در سال 2002 منتشر کردید به نظر می رسد که انگرا این روزها بسیار پربارتر و بزرگتر از قبل جلوه می کند. کمی در مورد مراحل تولید و ضبط این آلبوم توضیح دهید.

ج) ما در آگوست شروع به ساخت آهنگها و رد و بدل نظرات بین من و Rafael و Edu (خواننده گروه) کردیم. در نوامبر با همه اعضای گروه آهنگهای جدید را تمرین کردیم. در دسامبر یک پیش تولید را با Dennis Ward انجام دادیم. در ژانویه و فوریه همه تراکها را ضبط کردیم. در آوریل صداگذاری با اعضایی که به عنوان مهمان در این آلبوم شرکت داشتند را انجام دادیم و در ژوئن مرحله ی Mix و Mastering را به پایان رساندیم. با برخی تاخیراتی که در میان کار بوجود آمد حدودا یک سال به طول انجامید.

Band

س) تنوع و متفاوت بودن در سرلوحه ی Temple Of Shadows دیده می شود. همه تراکها در نوع خودشان بی نظیر و بی مانند هستند. امکان آن وجود دارد که بگویید آیا در مراحل قبل از ضبط آهنگی بوده که در مرحله آخر تولید آلبوم ضبط نشده است؟

ج) بله، ما آهنگهای زیادی داریم که تا به حال آن را به صورت رسمی ضبط نکرده ایم. حتی من در طول این یک سال آلبوم Instrumental خودم را هم تهیه کردم که در ژانویه 2005 منتشر خواهد شد. (که البته در حال حاضر منتشر شده است.)

س) در این آلبوم چندین خواننده معروف و مشهور شرکت کردند که در میان آنها می توانیم به Kai Hansen و Hansi Kursch اشاره کنیم. آیا وجود آنها در این آلبوم از ابتدا برنامه ریزی شده بود یا در اواسط کار انتخاب شدند؟

 Kai :

 Blind Guardian (1989-1992)

 Helloween (1977-1988)

 Gamma Ray (1988-...)

 Iron Savior (1996-2001)

   Hansi :

   Blind Guardian (1985-...)

   Edguy (1998)

   Deamons & Wizards

ج) هدف ما از انتخاب این دو شخصیت بزرگ تجلیل و قدردانی از توانایی، اعتبار، دوستی و احترامی بود که برای آنها قائل هستیم. همچنین آنها هم خیلی علاقه مند بودند که برای نشان دادن وحدت و دوستی در ضبط برخی از تراکهای ما شرکت کنند. چونکه ما از همان آغاز کار و ضبط آلبوم Angels Cry (که در استودیو Kai ضبط شده است) با هم بودیم.

س) برخی از طرفدارانی که انگرا را خوب نمی شناختند و با آن نامأنوس بودند هنگامی که Edu از آلبوم Rebirth شروع به کار کرد رفتار بسیار زننده ای با او داشتند. اکنون بعد از انتشار Temple Of Shadows سکوت آنها نشان می دهد که او بسیار خوب ظاهر شده و دهن همه منتقدان خود را  بسته است. Edu صدایی افسانه ای و باورنکردنی را از خود در این آلبوم به نمایش گذاشته است. حال با آنچه که در Rebirth رخ داده آیا او وقتی آن طرفداران را با لبخند می بیند احساس خوبی دارد؟

ج) بله. او انسانی است که پیشرفتش فوق العاده است. پیشرفت و بهبودی که او در کارهایش داشته است از بقیه اعضای گروه خیلی بیشتر بوده. حتی اکنون نیز او بهتر از آن چیزی است که مردم می گویند و می بینند.

س) می توان این را گفت که انگرا بهترین زوج نوازندگان گیتار را در اختیار دارد، Kiko و Rafael. شما از مدتها پیش تا به حال با هم آهنگ می سازید، شعر می گویید و با هم می نوازید. آیا این قضیه دلیل اصلی موفقیت طولانی مدت انگرا است؟

ج) از لطفتون بسیار ممنون. بله، فکر می کنم این یک دلیل عمده برای این موفقیت است. دوستی و احترامی که ما برای هم قایل هستیم.

س) برای تورهایتان در سال 2005 چه برنامه ای دارید؟ و چشم انداز آن را چطور می بینید؟

ج) ما برنامه ی تور برزیل را تعیین کردیم که 30 اجرا در نظر گرفته شده است. در ماه فوریه به اروپا می رویم و در مارچ به ژاپن و آسیای شمالی سفر می کنیم.

س) آیا شما برای ضبط یک DVD به صورت زنده از تورهایتان برنامه ریزی کرده اید؟

ج) بله، اما هنوز درباره اش تصمیم نگرفته ایم.

Live

س) نگاهی به تاریخچه خود بیندازید. در کدام لحضات بیشتر احساس غرور کرده اید و به خود بالیدید؟ در واقع کدام لحظات باعث افتخار شما هستند؟

ج) البته که آلبوم هایمان. من فکر می کنم که Temple Of Shadows چیزی است که ما واقعا به آن افتخار می کنیم.

س) از وقتی که در اختیار ما گذاشتید بسیار متشکرم! امیدوارم که همیشه در اوج باقی بمانید و بهترین باشید. اگر در آخر مطلبی دارید بفرمایید.

ج) از حمایت و قدرانی که از آلبوم Temple Of Shadows کردید بسیار تشکر می کنم. در آخر فقط می خواستم که همه را برای تورمان در فوریه دعوت کنم. مطمئن باشید که هیچ کس ناکام و دست خالی برنخواهد گشت. بهترین آرزوها را برای شما دارم.

گفتگو با گروه صفیر عرش (به نقل از آزاده شهمیر نوری):

آثار گروه صفیر عرش در نوع خود از جذابیت خاصی برخوردار است. نمی دانم چقدر این گروه را می شناسید و با موسیقی آن آشنا هستید. شاید دروغ نباشد اگر بگویم بهترین گروه زیرزمینی ایران باشد. تمام اعضای گروه در کار خود بسیار حرفه ای و مسلط هستند. موسیقی آنها انسان را مبهوت و مقهور خود می کند.

هشت سال است جذبه کلام سحر انگیز مولانا شاعر نام آشنای ایران آنها را کنار هم نگه داشته است. خودشان می گویند اگر او نمی خواست ما این همه سال کنار هم نمی ماندیم. سال 74 قطعه ای از گروه ((صفیر عرش)) از رادیو پخش می شود اما بدون کلام مولانا. سال 76 در رادیو جوان کارهایی ضبط می کنند اما کلام مولانا با آن موسیقی ناآشنا اجازه پخش پیدا نمی کند. باز هم بدون کلام پخش می شود. ((صفیر عرش)) به اعتراض دیگر با رادیو همکاری نمی کند. مسئولان ارشاد و رادیو معتقد بودند که ترکیب موسیقی راک و شعر مولانا عجیب و غیر معمول است! از همان زمان تا امروز گروه صفیرعرش برای خودشان و دلشان کار را ادامه می دهند. و حالا دوباره برای مجوز آلبوم اقدام کردند. ایمان دارند که این بار مجوز می گیرند. پژمان واثقی، ژوبین محمودی، فرزاد حیدری و رضا خوش نویس چهار عضو اصلی این گروه اند. حرف هایشان را بشنوید.

س) شما هشت سال است با همین هسته مرکزی کار می کنید. چرا در این 8 سال زیرزمینی ماندید و آلبوم یا کنسرت نداشتید؟ حتی اسم شما را هم علاقه مندان به این موسیقی کمتر شنیده اند؟

پژمان: ما سعی کردیم مجوز آلبوم بگیریم اما متاسفانه نتوانستیم. سال 78 بود که برای مجوز اقدام کردیم. اما جوابی که برایمان نوشته بودند این بود که ((سبک عجیب و غریب است.)) دقیقا همین جمله را استفاده کرده بودند. ما هم ترجیح دادیم سبکمان را عوض نکنیم اما آلبوم نداشته باشیم. نمی خواهیم تجاری کار کنیم.

س) یعنی تمام آنهایی که مجوز گرفته اند، تجاری کار کرده اند؟

پژمان: نود درصدشان همین طورند. ده درصد بقیه هم در همین هشت، نه ماه گذشته آلبوم درآورده اند. حالا موقعیت کمی فرق  کرده و امیدوارم که مجوز آلبوم را به زودی بگیریم.

رضا: خیلی از گروههایی که سبکی شبیه ما دارند نتوانستند مجوز بگیرند. یک نمونه اش اوهام بود که نتوانست مجوز بگیرد. مگر این موسیقی ها چه چیزی دارد که عجیب و غریب است. شعرها که ایرادی نداشت چون در تمام قطعات از شعرهای مولانا استفاده کرده ایم. سبک هم راک است که در تمام دنیا رایج است.

س) کنسرت چطور؟ مشکل آن هم مجوز بود؟

پژمان: ما حدود چهار، پنج سال پیش داشتیم برای کنسرت آماده می شدیم. اما همان موقع چند نفر از گروه از جمله خودم به خارج از ایران سفر کردیم و عملا باز هم این موضوع به تعویق افتاد.

س) پس چطور شد که نرفتید؟

ژوبین: قرار بود همه برویم. من هم رفتم اما نتوانستم بمانم چون دلم اینجا را می خواست.

فرزاد: ایران واقعا چیز دیگری است. کسانی که نرفتند نمی دانند وقتی در بحران قرار می گیری تصمیماتی می گیری که درست نیست اما باز هم بحران ها تمام می شود.

س) کار اصلی شما موسیقی است یا شغل دیگری دارید؟

رضا: به جز پژمان بقیه حرفه شان موسیقی است.

س) پس منبع درآمدتان چیست؟ شما که 8 سال است با این گروه و در این سبک کار کردید.

پژمان: این گروه مورد علاقه ماست. ما در این سالها فقط برای آن هزینه کرده ایم. هیچ کس نیست که در ایران به سبک ما یعنی Alternative Progressive Rock کار کند. بچه ها برای امرار معاش در گروه های دیگر هم کار می کنند.

فرزاد: من خواننده پاپ صدا و سیما هستم و در واقع از خوانندگی در تلویزیون شروع کردم. حالا هم چند سال است آنجا هستم.

رضا: من هم در چند گروه دیگر برای کنسرت ها و ضبط آلبوم ها همکاری می کنم، مثلا در گروه پیکولو هم هستم. با فریدون فروغی هم کار کردم. آخرین کار او را در آوردم.

ژوبین: کاری که ما در گروه های دیگر انجام می دهیم مقوله جدایی است. من در گروه گپ که تازه کارش را شروع کرده درام می زنم. اما صفیر عرش جایی است که دوستش داریم. مقولات دیگر با این گروه فرق می کند. من موزیک اینجا را برای دلم می زنم نه امرار معاش و کسب درآمد اما همکاری در گروه های دیگر که بیشتر هم پاپ هستند از روی علاقه به موسیقیشان نیست.

س) اسم صفیر عرش را چرا انتخاب کردید؟

پژمان: صفیر به معنای صوت ممتد است. ما در این گروه تنها از اشعار مولانا استفاده می کنیم و به خاطر او نام این گروه را صفیر عرش گذاشتیم. کلام مولانا به صورت یک صوت نامیرا و ممتد به صورت موج ثبت شده و همیشه وجود دارد. موسیقی چیزی نیست که کسی بسازد. موسیقی امواجی است که هر کس با توجه به احساسات و روحیات خودش آنها را دریافت می کند. هر کس موسیقی را متفاوت دریافت می کند و در حقیقت آن را ترکیب می کند.

س) وقتی گروه شکل می گرفت وجه اشتراک شما مولانا بود یا سبک موسیقی؟

پژمان: الزاما به خاطر اشعار جمع نشدیم، حال و هوای کار بود که ما را کشاند. مثلا رضا بار اولی که با گروه کیبورد زد، حال و هوای نوازندگی اش به ما خیلی نزدیک بود. موسیقی ما یک موسیقی هوشمند است. خیلی متفاوت است. فکر می برد. موسیقی ای است که باید به آن گوش دهی و فکر کنی. اگر گوش ندهی بیشتر اعصابت را خرد می کند. موزیک ما مثل موسیقی پاپ نیست که گوش بدهی و هر کاری که داری انجام بدهی. باید به آن توجه کنی.

ژوبین: در واقع فقط باید تمرکز موسیقی را گوش بدهی، اگر نه فقط صدا را می شنوی اما چیزی نمی فهمی.

رضا: موزیک پاپ به ملودی وابسته است و در آن باید ملودی ها را خوب بشنوی اما در راک حال و هوا مهم است نه ملودی ها. سبک ما حال و هوای خاصی دارد.

س) شما چطور شعر مولانا را با سبک خشنی مثل سبک موسیقی گروه صفیر عرش تلفیق کردید؟ در برخورد اول همه انتظار دارند با شعر مولانا یک موسیقی روح نواز بشنوند.

رضا: اتفاقا شعرهای مولانا به خاطر فضایی که دارد با دف و سماع همراه است و بیشتر از شعرهای دیگر مرسوم است که با این سبک ها خوانده شود.

پژمان: شعرهای مولانا با شعرهای حافظ و دیگران فرق دارد. شاید تا به حال شعرهای حافظ را تا ته نخوانده ام اما با مولانا سال هاست که زندگی می کنم. حال و هوای مولانا متفاوت است. او از اوج شروع می کند، از سطح شروع نمی کند. کلام او عظیم است. اگر فقط یک ذره کوچک از مفهوم شعرهای مولانا را بفهمیم کافی است.

ژوبین: به نظر من اشعار مولانا خیلی هم پرانرژی است. در مخیله من نمی گنجد که شعر مولانا با یک موسیقی روح نواز باید شنیده شود. این شعرها این قدر انرژی دارند که ما با این که این همه روی آنها کار می کنیم هنوز هم جا دارد، هنوز هم انرژی دارد.

فرزاد: کتاب شمس مقدس است. گاهی اوقات وقتی در تمرینات به مشکل یا اختلاف سلیقه می رسیدیم، من تفألی به کلیات شمس تبریز می زدم و دقیقا همان حال و هوا در شعرهایش می آمد و با ما صحبت می کرد. انگار می گفت آرام باشید، کار شما چیز دیگری است. در حقیقت انرژی اوست که ما اینجا کنار هم جمع شدیم و او خواسته که ما با شعرهایش ارتباط برقرار کردیم.

ژوبین: یک بار من و پژمان سر یکی از جلسات تمرین بحث می کردیم. از همان بحث هایی که در همه گروه ها هست. وقتی فرزاد رفت کتاب دیوان شمس را آورد، شعر یادم نمی آید اما یادم هست که شعر طوری جواب ما را داد که دیگر نه من حرف زدم نه پژمان. همان جا همه چیز فراموش شد. در واقع مولانا می خواست بگوید شما باید به کار خودتان برسید و این بچه بازی ها پیش پا افتاده است.

ما هدفمان از آهنگ سازی صرفا موزیک نیست، می خواهیم پیام ها را برسانیم و سعی می کنیم پیام ها را با موسیقی القا کنیم.

س) پس مولانا در آثار گروه نقش زیادی دارد و به نوعی او هم در صفیر عرش هست.

ژوبین: صد در صد. شاید اگر او نبود گروه ما هم نبود.

س) اشعار مولانا عارفانه است. این موسیقی هم به نظر شما عارفانه است؟

فرزاد: شما اگر موج را گرفتید و این را حس کنید می توانید با آن موج بروید. اگر این را نبینی نمی توانی این مساله را حس یا باور کنی. خودش می گوید: در خود بین و در خود جو / وحده لا اله الا هو

پژمان: خیلی ها هستند که اشعار مولانا را کار می کنند. و متاسفانه وقتی کارها را گوش می دهی متوجه می شوی که اینها مطلب را نگرفتند فقط خواستند چیزی بسازند. این شعر را باید فهمید و متناسب با آن آهنگ سازی و نوازندگی کرد.

رضا: اصلا هم کار عامه پسندی نیست.

ژوبین: ما در این اشعار کاملا حل می شویم. یعنی از خودمان بیخود می شویم. کار غیر از احساس هیچ چیز دیگری نیست. سال هاست این گروه وجود دارد. مشکلات زیادی هم داشته. اما این که چرا هنوز گروه وجود دارد برای این است که دلم هنوز با این گروه است. و من می خواهم اینجا یک سوال بپرسم. آن چیه که من را به طرف خودش کشیده و نگه داشته؟ چیزی در آن هست؟ یک چیزی می خواهد ما را نگه دارد. نیرویی که به هر ترتیبی کارمان را پیش می برد و خودش هم پیش می برد.

فرزاد: این موج چیزی است که ما را با خودش می برد. باقی ترین چیزی که در این اشعار هست نام الله است. قطعا انرژی ای به ما رسیده که این راه را می رویم. بسیاری مواقع هم از خود بیخود شده ایم.

Soul Nidus

© Copyright 2004-2005. All Rights Reserved by Galaxy Of Metal
© 2005 Templates by Vandad, All Rights Reserved